1. خدایا تشکر بخاطر این همه مریضی، خدایا شکرت بخاطر این همه سردرگمی و آشفتگی، تشکر به خاطر این که غم و غصه هام رو نه تنها کم نکردی بلکه روز به روز بهشون اضافه کردی. تشکر از همه این لطف و رحمتت. می دونم که اینا هم یه جورایی به نفع من هستن. می دونم که خیری توی این گرفتاری هست که من از اون غافلم و به خاطر محدودیتی که درک من داره نمی تونم اونا رو درست درک کنم ولی می دونم که پشت این همه نابسامانی بالاخره یه حکمتی هست.

 

  1. اگه روزگار همیشه اونطوری که من می خوام پیش بره و همیشه بر وفق مراد من باشه، اونوقت بقیه تکلیف شون چیه؟ بخاطر همینه که گفتن روزگار یا همون چیزی که بنام عمر می شناسیمش دو روز بیشتر نیست؛ روزی با تو و روزی بر تو. پس خدایا به من قدرت بده که روزهای برمن رو با حوصله بگذرونم و صبر داشته باشم تا روزهای با من هم فرا برسه.

 

 

  1. هر وقت که بدترین وضعیت توی زندگی آدم پیش میاد خوبه که آدم به یاد کسایی بیفته که بدتر از خودش هستن. کسایی که سرطان دارن، اونایی که پدر، مادر، همسر، فرزند یا ... ندارن و در واقع یکی از ستون های زندگی شون رو از دست دادن. خدایا شکرت که چهار ستون زندگیم رو محکم و استوار بنا کردی. من همیشه به خوبی های بهترین های زندگیم مدیون هستم.

 

  1. خیلی وقت بود که برای دل خودم، واقعا واقعا واقعا، فقط و فقط و فقط برای دل خودم چیزی ننوشته بودم. چقدر خوبه آدم بعضی وقتا برای خودش، برای دل خودش، برای خوشی خودش، برای عشق ورزیدن به خودش بنویسه. چقدر خوبه آدم خودش رو هم بعضی وقتا دوست داشته باشه و تحویل بگیره نه؟؟؟

 

 

  1. خودِ خودِ خودِ واقعی من دلم برات تنگ شده بود.