هنوز هم دلم برایت تنگ می شود!!!
تقدیم به ...
باز هم
با همان احساس کهنه
با همان اضطراب
با همان عرق پیشانی
از کنارت عبور می کنم.
دیگر حتی نگاهم نمی کنی
زمانی در اواسط {شهریور}
روز تولدم
لبخندت شیرین ترین هدیه ام بود
و اکنون
رفتن تو
حتی در ذهن خاکستریم هم نمی گنجد
هر چند خاطراتم را رنگ غم دادی
هر چند به لبخندهایم بدهکاری
هر چند از دلم بازیچه ای ساختی
و دلم را به دیوار بزرگ اندوه میخکوب کردی
اما باز هم خواب را می بینم.
هنوز هم
دلم برایت تنگ می شود.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۰۲/۲۰ ساعت ۱:۵۱ ب.ظ توسط نسیم سحر
|