بنام خدای توبه پذیر
سلام
تا حالا شده از شرم انجام یه اشتباه بزرگ و نابخشودنی نتونی سرت رو بالا کنی؟
تا حالا شده کاری کنی که چشمات غیر از زمین نتونن جای دیگه رو نگاه کنن؟
تا حالا شده به اونی که مثل خدا می پرستیش، مثل هوا بهش نیاز داری تا زنده بمونی، مثل سایه همه جا باهاته، مثل یه باغبون دلسوز همیشه مواظبته، مثل خدا همیشه واست نگران و دلواپسه، مثل آسمون بهت لطف می کنه و مثل زمین تو رو، روی سرش جا میده، مثل پدر هواتو داره و مثل مادر همیشه برات دعا می کنه، مثل ...
تا حالا شده به یکی مثل ا ونی که بالا گفتم تو زندگیت خیانت کنی؟
شده تا حالا تو قلبت دوستش داشته باشی و از پشت بهش بی رحمانه خنجر بزنی؟
شده تا حالا سر یه لجبازی مزخرف و احمقانه صداقتت رو بفروشی؟
شده تو یه بازی نابرابر و ناخواسته روزگار هر چی داری و نداری رو از دست بدی و ببازی؟ بدون این که خودت بفهمی؟
بخدا مثل سگ پشیمونم.
خدایا اول به تو توبه می کنم. ازت می خوام که منو بخاطر این خیانت بزرگ ببخشی. چیکار کنم خدایا؟ دست خودم نبود. دیوانه شده بودم. عقل از سرم پریده بود، حواس نداشتم، اصلاً فکر نمی کردم. خدایا غلط کردم. خدایا تو خفا هم خیلی گفتم غلط کردم. ولی دلم آروم نمی گیره. خداجون تو رو به دستای بریده سقای کربلا قسمت می دم که فقط یه جوری بهم بفهمون توبه ام را پذیرفتی. به نا امیدی ابوالفضل العباس قسمت می دم نا امیدم نکن از درگاهت. خدایا می دونم بزرگترین غلط زندگیم رو کردم. اما می خوام درستش کنم. اصلاحش کنم. خدایا هرچقد گناه من بزرگه، دریای لاینتهای لطف و کرم تو بزرگتر و بیکران تر است. خدایا منو ببخش! آبروی رفته ام را می خوام دوباره اعاده کنم. تو دستمو بگیر. خدایا توبه ... توبه .... توبه ....
امام زمان (عج) روم سیاهه، نمی دونم دیگه با چه رویی دعای فرج برات بخونم و ازت بخوام که تو هم برام دعا کنی. همونطوری که همیشه دست به دامن تو بودم، حالا که این غلط رو هم کردم، این اشتباه رو کردم بازم خودتو واسطه قرار می دم پیش خدا. آقا جون جان مادرت شفاعتم رو بکن. بخدا از مادرت زهرا(س) خجالت می کشم. چیکار کنم؟ دیگه راهی ندارم. به کی بگم. در خونۀ کی رو بزنم؟ دامن کی رو بگیرم؟ به پای کی بیفتم؟ آقا جون (عج) می دونم باهام قهری. حق داری. چقد مگه یه آدم می تونه پست باشه؟ چقدر می تونه بی وجدان باشه؟ اما من شدم! خیلی هم زیاد. پست ِ پست ِ پست! ولی آقا جون خودم فهمیدم چه غلطی کردم. آقا جون تو رو به عصمت و عفت مادرت زهرا (س) قسمت می دم دستمو بگیر. تنهام نذار. می خوام برگردم.
بی بی جان شرمنده ات هستم. جرأت ندارم اسمتو صدا بزنم. با چه رویی؟ خانم جان تو به نادانی و جهالتم رحم کن. شفیعۀ روز جزا، شفاعت منو پیش خدا بکن. چطوری دیگه بگم شیعۀ زهرا (س) و علی (ع) هستم؟ با کدوم سوابق؟ خدایا این یه ماه رو از دفتر زندگیم پاک کن دیگه قول می دم این غلط رو تو زندگیم تکرار نکنم. توبه ... توبه ... توبه ...
و دست آخر می خوام از اونی که نمی تونم به چشمای معصومش نگاه کنم معذرت بخوام. معذرت ...! چه واژه حقیری در مقابل این خطای بزرگ! اگه خودم بودم هیچوقت معذرت رو قبول نمی کردم مگر این که خیلی خدا بهم صبر می داد. خدایا به دلش بنداز که من به گناه خودم پی بردم. به دلش بنداز که می دونم چه خنجری از پشت بهش زدم. به دلش بنداز که من متوجه شدم چطوری زیر پاشو خالی کردم ولی خدایا به دلش اینو هم بنداز که اگه زیر پاشو خالی کردم و چاه براش کندم حالا می تونم دستش رو بگیرم. بهش بفهمون اگه دلش رو شکستم (هرچند که خیلی خیلی خیلی سخته) اما می تونم مرهم رو زخمش بگذارم. بهش بفهمون همونقدر که خدا رو می پرستم، صبر و صداقت اون رو هم ستایش می کنم. نه این که برای خدا شریک قائل بشم نعوذبالله. نه می دونم صفتهای کامل رو فقط می شه تو وجود خدا پیدا کرد اما بخدا صبر و صداقتش حرف نداره.
***
همین الان بهم زنگ زد. خدایا باورم نمیشه که منو بخشیده باشه. خدایا شکرت! شکرت! شکرت!
هــــــــــــــــــزار مرتـبـــــــــــــــه شکــــــــــــــرت خــــــــــــــدا جـــــــــــــــــونم!
خدایا ممنون که هیچوقت تنهام نذاشتی.
آقا جون ممنون که هیچوقت تنهام نذاشتی.
بی بی جان، پهلو شکسته عالم، شهیده مدینه، ممنون که هوامو داری.
نازنیـــــــــــــن ممنون که تو بدترین شرایط جون کندن هم تنهام نمی ذاری.
این پست رو بخاطر این گذاشتم اینجا که هیچوقت یادم نره که من چه خطایی کردم و خدا با من چه کرد، امام زمان با من چه کرد، حضرت زهرا چطوری شفاعتم کرد و اون با من چه کرد. فقط همین! لطفا هیچکس نظر نده. فقط هر کس که می خونه برای قبول شدن توبه ام دعا کنه همین!