همه جا واهمه و ترس همه جا وحشت و دهشت

همه جا حرف و حدیث و همه جا غیبت و تهمت

شده ماتمکده ای سرد خانه های دل ماها

همه جا بوی نفاق و همه جا بوی کدورت

خبر از دوست نیابی همگی دشمن دشمن

هرکسی در پی این که بکند چاه برایت

داغ لبخند صمیمی مانده بر هر دل تنها

نه گپی و کلامی نه سلامی و نه صحبت

ای خدا لطف تو بسیار کرمت لایتناهیست

مردن و رفتن از این جا شده انگار غنیمت