یکی از یاوه گویی های من
همه جا واهمه و ترس همه جا وحشت و دهشت
همه جا حرف و حدیث و همه جا غیبت و تهمت
شده ماتمکده ای سرد خانه های دل ماها
همه جا بوی نفاق و همه جا بوی کدورت
خبر از دوست نیابی همگی دشمن دشمن
هرکسی در پی این که بکند چاه برایت
داغ لبخند صمیمی مانده بر هر دل تنها
نه گپی و کلامی نه سلامی و نه صحبت
ای خدا لطف تو بسیار کرمت لایتناهیست
مردن و رفتن از این جا شده انگار غنیمت

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۰۵/۲۶ ساعت ۹:۱۸ ق.ظ توسط نسیم سحر
|