یه حقیقت جالب
سلام دوستان
امروز بعد از مدتها اومدم بگم که ممکنه که توی زندگی ما تغییرات زیادی رخ بده که ما نخوایم اون رو با دیگران در میون بگذاریم یا با دیگران شریک بسازیم. ممکنه که من بزرگترین شادی ها تو زندگی نصیبم بشه و عظیم ترین غم ها ولی این دلیل نمیشه که برای همه جار بزنم که فلان تغییر توی زندگی من رخ داده. یا فلان مشکل تو زندگیم دارم، یا فلان خوشبختی نصیبم شده.
دیروز یه عزیزی می گفت وقتی حتی نزدیکترین کسانت غم هاشون رو با تو شریک می کنن تو نباید ناراحت بشی چون که اونا هیچوقت شادی هاشون رو با تو شریک نمی کنن که حالا بیان غم هاشون رو با تو شریک کنن. پس نه به غم کسی غمگین شو نه به شادی کسی شاد. و من این رو می خوام سرمشق زندگیم قرار بدم و چند وقتی هم هست که دارم از این قانون پیروی می کنم. راستش قبلا این طرز تفکر رو نداشتم. قبلاً فکر می کردم که آدم باید غم و شادی هاشو به دوستاش بگه. و این گفتن اجتماعی بودن و منزوی نبودن اون انسان رو نشون میده. ولی حالا ممکنه که خیلی تغییرات تو زندگی من رخ بده ولی کسی بجز خدا و یک نفر از اون خبری نداشته باشه.
یه زمانی فکر می کردم بعضی چیزها رو نمیشه اصلا پنهان کرد و بعضی مسائل هستن که خودشون خودبخود معلوم می شن. مثل یه خانمی که اگه نامزد بشه حلقه می ندازه دستش و همه می فهمن که نامزد شده ولی حالا حتی این رو هم میشه پنهان کرد. عشق فقط محدود و منحصر به اون حلقه مجازی نیست بلکه ممکنه که دو تا نامزد توی دلشون حلقه های محبت رو گره زده باشن.
خلاصه این که خیلی تغییرات توی زندگی آدم رخ می ده ولی موفق اون کسیه که دورن دارتره و می تونه مسائل رو پیش خودش نگه داره.